X
تبلیغات
شهرسازی - ۷ شاخص كيفيت مسكن مناسب در محلات شهري

مفهوم مسكن علاوه بر مكان فيزيكي، كل محيط مسكوني را نيز در برمي گيرد كه شامل تمامي خدمات و تسهيلات ضروري موردنياز براي بهزيستن خانواده و طرحهاي اشتغال، آموزش و بهداشت افراد است. در واقع تعريف و مفهوم عام مسكن يك واحد مسكوني نيست بلكه كل محيط مسكوني را شامل مي شود. به عبارت ديگر مسكن چيزي بيش از يك سرپناه صرفا فيزيكي است و تمامي خدمات و تسهيلات عمومي لازم براي بهزيستن انسان را شامل مي شود و بايد حق تصرف نسبتا طولاني و مطمئن براي استفاده كننده آن فراهم باشد.

دريافت رابطه توسعه پايدار و شهرسازي و اجزاي متشكله آن منجمله مسكن و مقولات متعدد مربوط به آن، موضوعي اساسي است. در واقع شناسايي ويژگي هاي شهر پايدار يا محيط پايدار در اقليم و فرهنگ خاص، موضوعي است كه عدم پرداختن به آن، امكان توفيق در برنامه ريزي براي جزئيات آن را تقليل مي دهد. پرداختن به شاخصه هاي مسكن به عنوان كليدي ترين ابزار برنامه ريزي و تشكيل دهنده، شالوده اصلي آن را مي توان از حساس ترين مراحل برنامه ريزي دانست. عرصه مسكن به منظور تامين رشد اجتماعي علاوه بر خود واحد مسكوني، محيط پيرامون آن را نيز در برمي گيرد.
نياز به مسكن دو بعد كمي و كيفي دارد؛ در بعد كمي نياز به مسكن، شناخت پديده ها و اموري را شامل مي شود كه به فقدان سرپناه و ميزان دسترسي به آن مربوط مي شود كه در واقع درجه پاسخگويي به نياز، بدون در نظر گرفتن كيفيت آن موردنظر است. در بعد كيفي مسائل و پديده هايي مطرح مي شوند كه به بي مسكني، بدمسكني و تنگ مسكني ارتباط دارند و آنچه مطرح است، نوع و شكل نياز است.
شاخص هاي كيفيت مسكن
به طور كلي عواملي در مسكن وجود دارد كه كيفيت را تعريف مي كنند. اينگونه عوامل در مقياس محله به شرح زير هستند:
۱ - فرم مطلوب مسكن
۲ - استحكام مسكن
۳ - امنيت مسكن
۴ - ايمني، راحتي و ميزان دسترسي و نيز فاصله مناسب ساكنان به تسهيلات و خدمات كالبدي محله
۵ - دسترسي به طبيعت و فضاهاي سبز باز
۶ - تامين تجهيزات و تاسيسات (زيرساخت ها) مورد نياز مسكن
۷ - همجواري مسكن با كاربري هاي سازگار

اين عوامل هفتگانه از مهم ترين معيارها و شاخص ها در تعريف و تبيين كيفيت مناسب مسكن هستند كه توجه به آنها در ساخت و ساز، انجام تمامي فعاليت هاي زندگي ساكنان را به سهولت و كارايي مطلوب امكان پذير ساخته و كمكي در جهت يافتن حيات زندگي پايدار شهري و ساخت و شكل مناسب براي شهر و مناطق شهري محسوب مي شوند.
فرم مطلوب مسكن
مسكن يكي از نيازهاي اصلي انسان است، از اين رو به منظور تامين آن و رسيدن به فرم مطلوب بايستي 5 عامل اساسي را مدنظر قرار داد كه عبارتند از: زمين، منابع مالي، نيروي انساني و فن آوري، مصالح ساختماني و مديريت و نظارت.
زمين و چگونگي (وسعت و شكل قطعات) آن تعيين كننده فرم مسكن است، همچنين نيروي انساني، تعيين كننده كيفيت ساخت و ساز بوده و منابع مالي بر كيفيت و چگونگي ساخت و ساز و چگونگي استفاده از مصالح و نوع آن موثر است. به منظور حركت صحيح عوامل در سه راس مثلث و برقراري ارتباط مابين آنها، مديريت و كنترل صحيح و قوانين مدون موردنياز است، هماهنگي تمامي اين عوامل موجب رسيدن به فرم مطلوب مسكن و بالا بردن سطح ارتقاي كيفي مي شود.
استحكام مسكن
رعايت مسائل فني و اصول و قضاوت مهندسي در طراحي و اجراي سازه ها بايستي همواره مدنظر مهندسان و معماران باشد، به همين جهت لزوم بررسي ژئوتكنيكي، بررسي مصالح ساختماني مقاوم، شناسايي گسل هاي موجود، شيوه هاي مقاوم سازي و لزوم تجديدنظر در آئين نامه ها و مقررات، كاملا محسوس است. علاوه بر مسائل فوق، با آشنايي مهندسان به تكنيك هاي مقاوم سازي مدرن و به روز «ردن اطلاعات مهندسان، مي توان الگو هاي مقاوم، ارزان و مناسب طراحي كرد.
امنيت مسكن
امنيت، در واقع حفاظت از مسكن و وسايل آن در مقابل عوامل مستقيم و غيرمستقيم است كه موجب ضرر رساندن به مسكن و در واقع عدم امنيت آن مي شود. عوامل مستقيم كه امنيت را به خطر مي اندازند شامل دزدي، آتش سوزي و... هستند. عوامل غيرمستقيم نيز، آلوده كردن آب، هوا و زمين است. البته در اين مقوله مي توان از عوامل طبيعي همچون سيل، زلزله، توفان، حركت ماسه هاي روان و... نيز نام برد كه تمامي اين عوامل مخل امنيت مسكن و ساكنان آن است و در واقع بر كيفيت مسكن تاثير سوء مي گذارد، پس معيار مصونيت در مقابل سوانح طبيعي از ديگر عوامل مطرح است. مقوله ديگري كه در امنيت بايستي مدنظر قرار گيرد، امنيت نحوه تصرف مسكن است. امنيت نحوه تصرف سبب مي شود كه خانوار ساكن در واحد مسكوني، از نظر دورنماي سكونت خود احساس ايمني كند و اين امر آسايش رواني بيشتري براي آنها ايجاد مي كند.
ايمني، راحتي و ميزان دسترسي
در نظر گرفتن تسهيلات و خدمات مناسب، موجب افزايش سطح ارتقاي بهداشت مسكن و در نتيجه سلامتي ساكنان آن مي شود، از جمله عوامل موثر در اين مقوله را مي توان درصد برخورداري واحدهاي مسكوني از يك، دو و سه اتاق خواب، ميزان برخورداري از خدمات اساسي همچون شبكه برق سراسري، گاز لوله كشي، تسهيلات آشپزخانه، تلفن، كولر، سيستم فاضلاب و ... دانست.
دسترسي به طبيعت و فضاهاي سبز باز
مي توان گفت فضاي سبز از مهم ترين ابزارهاي دستيابي به توسعه پايدار است؛ بايد توجه داشت كه افزايش جمعيت نياز به تامين فضاي سبز عمومي را افزايش مي دهد. با همه اهميتي كه فضاي سبز مفيد در محلات شهري دارد، بايد اين واقعيت را پذيرفت كه اهميت حياتي فضاي سبز را نبايد در رويارويي با ديگر كاربري هاي حياتي شهري قرار داد. به طور كلي بايد رابطه و تناسبي معقول بين فضاهاي ساخته شده و فضاهاي طبيعي در محلات شهري وجود داشته باشد. فضاهاي سبز در زندگي شلوغ، پيچيده و ناآرام شهرها، گويي تنها عنصر آرامش بخش و پالاينده هستند. استفاده از درخت و فضاي سبز بايد به عنوان جزء لاينفك طراحي فضاي محلات شهري مورد توجه طراحان قرار گيرد.
هر گياه سبز هر چند كوچك، نقش خود را در تلطيف هوا، گرفتن و غبار آن، ايجاد آرامش بصري- رواني، رفع آلودگي صوتي، توليد اكسيژن موردنياز شهروندان، سايه و... ايفا مي كند. فضاهاي سبز در محلات، منظر محله را بهبود مي بخشند، باعث زيبايي محيط مي شوند، نقش پالايشي دارند، باعث افزايش رطوبت و كاهش دماي هوا مي شوند، سهم مهمي در برآورده كردن نياز تفريحي و تفرجي ساكنان محله دارند و...
به طور كلي استفاده از درخت بخصوص براي بالا بردن كيفيت فضاهاي كالبدي، مكمل سكونت يا به عبارتي موقعيت نسبي مسكن، مي بايست مورد توجه قرار گيرد.
زيرساخت هاي مورد نياز مسكن
تاسيسات و زيرساخت هاي شهري، طيف وسيعي از عناصر شهري را كه اكثرا احداث شده، ثابت و ساختماني اند، در برمي گيرد. در نگاهي كلي، مي توان زيرساخت هاي شهري را شامل تمامي عناصري دانست كه تامين نيازهاي مختلف ساكنان محلات شهري را در زمينه هاي مختلف سكونت، فعاليت، استراحت، فراغت و به طور كلي بالا بردن كيفيت زندگي شهري بر عهده دارند. به عبارتي، مجموعه عناصر فيزيكي موجود و لازمي كه كاركردهاي مختلف شهري را ميسر مي سازند و باعث تركيب و تشكيل فضاهاي شهري مي شوند، زيرساخت شهري ناميده مي شوند.
تاسيسات زيربنايي در محلات شهري در راس مسائل كيفي زندگي است. تاسيسات و زيرساخت هاي شهري از معيارهاي اصلي بررسي و تعريف شهر سالم است. مقوله تاسيسات زيربنايي شهري مستقيما با كيفيت سكونت شهري ارتباط مي يابد و مفاهيم متفاوتي همچون سرپناه، خانه و مسكن را پيش مي آورد؛ در مقايسه اينها با هم، فرق سرپناه با خانه مشخص مي شود. سرپناه صرفا انسان را از عوامل طبيعي محافظت مي كند، ولي فاقد مشخصات لازم براي تامين آسايش و پاسخگويي به نيازهاي مختلف است. خانه هم از نظر طراحي و هم از نظر فيزيكي مي تواند كامل باشد و نيازهاي انسان و خانوار را در داخل فضاي خود تامين كند. اما براي اينكه خانه به مسكن يا محيط مسكوني تبديل شود، بايد شرايطي ديگر هم داشته باشد. حلقه اتصال خانه به مسكن، تاسيسات زيربنايي و تجهيزات شهري است؛ يعني چنانچه شبكه فاضلاب براي محيط مسكوني تاسيس نشود، يا دسترسي خانه به محل كار يا به محل ساير فعاليت هاي اجتماعي به نحو درست و مطلوب تامين نشود، بايد گفت هنوز معيارهاي مسكن و محيط مسكوني تحقق نيافته است. بدين ترتيب تاسيسات زيربنايي تبديل كننده خانه به مسكن است.
بدين ترتيب، ملاحظه مي شود كه تاسيسات شهري بخش تعيين كننده اي از كالبد محلات شهري را تشكيل مي دهند كه زمينه و بستر مناسبي را براي كاركردهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي محلات فراهم ساخته، موجب آسايش و راحتي ساكنان محلات شهر مي شوند.
همجواري با كاربري هاي سازگار
به طور كلي كاربري هايي كه در حوزه نفوذ يكديگر قرار مي گيرند بايد از نظر سنخيت و همخواني فعاليت با يكديگر منطبق بوده، موجب مزاحمت و مانع انجام فعاليت ي«ديگر نشوند.
عمده ترين تلاش شهرسازي، بايد جداسازي كاربري هاي ناسازگار با كاربري مسكوني در محلات شهري باشد. كاربري هايي كه دود، بو، صدا و شلوغي توليد مي كنند، بايد از كاربري هاي ديگر، بويژه كاربري مسكوني، فرهنگي و اجتماعي جدا شوند. اين جدايي مطلق نيست، بلكه در برخي مواقع مي توان با تمهيداتي، اثرات سوء كاربري هاي مزاحم را محدود كرد. در جدايي فضايي كاربري ها، فاكتورهاي هزينه، سود و خودبسندگي نسبي آنها موردنظر قرار مي گيرد.
جدايي فضايي عملكردها فقط به فعاليت هاي شخصي نظير كشتارگاه، چرم سازي و فلزكاري اختصاص ندارد، بلكه در مورد كاربري هاي كوچك مزاحم نيز صدق مي كند (مانند يك مغازه چوب بري يا در و پنجره سازي و حتي يك دكه فروش نفت در يك محله مسكوني كه امكان دارد مورد اعتراض ساكنان آن محل قرار گيرد).

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 0:33 توسط امیر بهمرام |